منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٢
تكذيب منافق فرود آمد و منافق رسوا را رسواتر ساخت.
زيد بن ارقم مى گويد: احساس كردم كه پيامبر دچار ناراحتى شده و عرق از پيشانى او سرازير مى گردد، و فهميدم كه وحى بر او نازل مى شود آرزو داشتم كه وحى مرا تصديق و منافق را تكذيب كند، پس از مدتى، پيامبر مرا خواست و گفت: وحى الهى تو را تصديق و منافقان را تكذيب كرد.
آياتى كه در اين مورد نازل گرديده همان بخشى از آيات سوره منافقين است كه همگان با آن آشنايى داريم.
اينك برخى از اين آيات:
(إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللّهِ وَاللّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقينَ لَكاذِبُونَ) .
«آنگاه كه منافقان نزد تو آمدند و گفتند كه گواهى مى دهيم كه تو پيامبر خدايى و خدا مى داند كه تو نيز پيامبر خداهستى، خدا گواهى مى دهد كه آنان دروغ مى گويند».
(إِتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبيلِ اللّهِ إِنَّهُمْ ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ).
«سوگندهاى خود را سپر جان خود قرار داده اند، خود و ديگران را از پيروى راه خدا بازداشته اند آنان چه كار بدى انجام داده اند».
قرآن در اين سوره متن گفتار رئيس حزب نفاق را به انتقاد از آن نقل مى كند، آنجا كه مى فرمايد:
(هُمُ الَّذينَ يَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللّهِ حَتّى يَنْفَضُّوا وَللّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَلكِنَّ الْمُنافِقينَ لا يَفْقَهُونَ) .