منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩
٢. شناخت انسان.
بحث نخست، بُعد اجتماعى دارد در حالى كه بحث دوم داراى بعد فلسفى است، در اهميت بحث نخست كافى است كه قرآن در آغاز سوره «بقره» كه پيرامون دو گروه به نام «مشرك» و «منافق» سخن گفته است درباره گروه نخست به دو آيه اكتفا كرده در حالى كه درباره گروه دوم سخن را با سيزده آيه با ترسيم دو مثل بديع و جالب، به پايان رسانيده است.[١]
و اين مى رساند كه شر نفاق و خطر منافق بيش از كافر و مشرك است.
حتى برخى مدعى هستند كه اگر مجموع آيات مربوط به «نفاق» را در يك جا گرد بياوريم سه جزء از اجزاى سى گانه قرآن را تشكيل مى دهند و در حقيقت يك دهم قرآن مربوط به بيمارى نفاق وزندگى منافقان عهد رسالت است.
نگارنده تاكنون موفق به شمارش آيات مربوط به نفاق و منافقان نشده ولى يادآور مى شود كه اين موضوع در سوره هاى زيادى مورد بحث واقع شده است. مانند سوره هاى :
بقره، آل عمران، نساء، مائده، انفال، توبه، عنكبوت، احزاب، محمّد، فتح، حديد، مجادله، حشر و منافقين.
در اهميت بحث دوم كافى است كه شناخت هيچ چيزى براى انسان بالاتر از شناخت خود او نيست او و ديگر شناخت ها را براى بالا بردن معرفت خود مى خواهد، طبعاً شناخت خويش براى او هدفى اصيل وذاتى خواهد بود.
ولى شناخت اين اعجوبه خلقت با ابعاد مختلفى كه دارد در اين
[١] آيه هاى ٦و٧ درباره كافران و آيه هاى ٨ تا ٢٠ درباره منافقان فرود آمده است.