منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥
مى كرد، چنين گفت: آيا فردى را مى كشيد كه مى گويد خدا پروردگار من است در حالى كه با دلايل روشن به سوى شما آمده است، اگر دروغ مى گويد ضرر آن متوجه خود او خواهد بود و اگر راست مى گويد برخى از آنچه كه مى گويد به شما اصابت خواهد نمود».
٧.«آنگاه كه افراد منافق به سوى تو مى آيند مى گويند: ما گواهى مى دهيم كه تو پيامبر خدا هستى وخدا مى داند تو پيامبر او هستى، خدا گواهى مى دهد كه منافقان دروغگويانند».
٨.«هنگامى كه آنان را مى بينى، شكل و قيافه آنها تو را به شگفت مى آورد و اگر سخن بگويند (بر اثر قيافه حق به جانبى كه به خود مى گيرند) تو را به سخنان خود جلب مى نمايند، گويى چوب هايى هستند كه به ديوار تكيه داده شده اند».
تفسير موضوعى آيات
واژه هاى «نفاق» و «منافق» واژه هاى عربى هستند كه بر اثر فزونى استعمال جزو زبان فارسى درآمده و همگى با اين دو لفظ، و معنى ومفهوم آنها آشنايى داريم و فرهنگ نويسان لغت عرب مى نويسند: «نفاق» به معنى «اخفاء» و «اغماض» است[١] و به انسان دورو يعنى : «كسى كه گفتار او با آنچه كه در دل دارد، مخالف است» از اين نظر «منافق» مى گويند كه مكنون قلبى
[١] مقاييس اللغة:٤/٤٥٥ نويسنده اين كتاب علاوه بر آنچه كه در متن آورديم وجه ديگرى نيز در اين مورد يادآور مى شود كه راغب نيز آن وجه را در مفردات ، ص ٥٠٢ يادآورى كرده است و آن تشبيه افراد دو چهره به لانه موش صحرايى كه دو راه دارد يكى آشكار به نام «قاصعا» و ديگرى پنهان به نام «نافقا» درست مانند افراد منافق كه «چهره اى در زيردارند در برابر آنچه در بالاستى».