منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٨
در اين جا بايد دقت كرد كه چرا پيامبر اين نوع كمك خواهى را نفرت انگيز خواند، نكته آن اين است كه اين نزاع شبيه نزاعهاى عصر جاهلى بود، در عصر جاهليت اگر فردى از قوم خود، كمك خواهى مى كرد، فوراً قوم او وى را كمك و يارى مى نمود، ديگر كارى نداشتند كه طرف، مستحق كمك هست يا نيست و شعار آنان اين بود كه :«اُنْصُرْ أَخاكَ ظالِماً أو مَظْلُوماً» برادر خود را خواه ستمگر باشد يا ستمكش، يارى كن.[١]
نقش منافقان در بهره گيرى از اين حادثه
رئيس حزب نفاق به خوبى تشخيص داد كه زمينه براى كاشتن تخم عداوت در دل انصار بر ضد مهاجر كاملاً مساعد مى باشد زيرا در اين جريان فرد انصارى در منطقه خود و در حضور بزرگان آنان از يك فرد مهاجر سيلى خورد، و مورد هتك واقع شد. او در اين شرايط در حضور جمعى از انصار شروع به سخن رانى كرد و چنين گفت:
«آرى مهاجران در سرزمين ما، بر ما غلبه كردند ما از ياران محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)شديم تا سيلى بخوريم تو گويى سزاى نيكى، بدى است[٢] به خدا سوگند نبايد وضع چنين باشد اگر به مدينه باز گرديم عزيز (مقصود خود عبداللّه است) ذليل
[١] اين جمله در حديث رسول اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)به عنوان يك اصل اسلامى نيز وارد شده ولى به صورت ديگرى معنى شده است و پيامبر آنگاه كه اين اصل را مطرح كرد فوراً توضيح داد و فرمود: مقصود از كمك به برادر ظالم اين است كه او را نصيحت كند و از ستم گرى باز دارد و دين و معنويت او را حفظ نمايد.
[٢] او در اين مورد «مثلى» را به كار برد كه به خاطر زنندگى، به صورتى كه در بالا ياد كرديم، ترجمه كرديم.