منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٧
گذشته از اين، فاصله محل نبرد با مدينه چندان زياد و با رنج و زحمت توأم نبود. نبرد به پايان رسيد و سپاه اسلام به استراحت پرداختند ولى رئيس حزب نفاق و اعضاى آن در صدد بودند كه در صورت امكان از هر نوع حادثه بر ضد اسلام بهره بگيرند، آنان در اين فكر بودند كه حادثه ياد شده در زير رخ داد.
نزاع مهاجر و انصار
هيچ چيزى بر يك لشگر، زيان بارتر از تفرقه و دودستگى، آن هم در سرزمين دشمن، نيست امّا با كمال تأسف چنين جريانى رخ داد و بر اثر كم ظرفيتى دونفر ازسپاهيان اسلام، حادثه اى پيش آمد كه مهاجر و انصار را رودر روى يكديگر قرار داد و آن اين كه: هنگام كشيدن آب از چاه، دو نفر به نامهاى «جهجاه» از مهاجر و «سنان» از انصار بر سر آب با يكديگر اختلاف پيدا كرده، مرد مهاجر سيلى محكمى بر چهره مرد انصارى نواخت. در اين موقع هر يك به رسم جاهلى، اقوام و بستگان خود را به كمك خود دعوت كرد، ناگهان گروهى از «انصار»، و گروهى از «مهاجر» با شمشيرهاى برهنه در محل نزاع حاضر شدند و نزديك بود نبرد خو نينى در سرزمين دشمن رخ دهد كه اگر تدبير شخص رسول گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)نبود صحنه نبرد با دشمن، به نبرد مهاجر با انصار، تبديل مى گشت.
پيامبر شخصاً به ميان جمعيت آمد و گفت: اين نزاع و دعوا، و اين نوع كمك خواهى بد بو و نفرت انگيز است.[١]
[١] به پاورقى سيره ابن هشام:٢/٢٩٠ مراجعه شود.