منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩١
آنگاه آيه بعد، پرده از فقد ايمان آنان برمى دارد، و مى فرمايد:
(وَلَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِمْ مِنْ أَقْطارِها ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لأَتَوْها وَما تَلَبَّثُوا بِها إِلاّ يَسيراً) .[١]
«اگر سپاه عرب از نواحى مختلف مدينه، وارد شهر گردد و از آنان درخواست بازگشت به شرك نمايد، جز انگشت شمارى درخواست آنان را اجابت نمى نمايند».
(وَلَقَدْ كانُوا عاهَدُوا اللّهَ مِنْ قَبْلُ لا يُوَلُّونَ الأَدْبارَ وَكانَ عَهْدُ اللّهِ مَسْؤُولاً) .[٢]
«آنان با خدا پيمان بسته بودند كه از معركه نبرد فرار نكنند پيمان هاى الهى مورد بازخواست قرار خواهد گرفت».
از برخى از آيات استفاده مى شود كه گروه «اجازه بگير» گروهى از منافقان بودند كه مى كوشيدند ظواهر را حفظ كنند و با كسب اجازه از ميدان نبرد فرار نمايند.
ولى در ميان آنان گروهى بودند كه در آن هنگام كه پيامبر با انبوه مسلمانان به سرعت مشغول كندن خندق در اطراف مدينه بودند، تا چشم مسلمانان را غافل مى ديدند، بدون استجازه از پيامبر آهسته به خانه هاى خود مى رفتند.
قرآن اين گروه را به شدت ملامت مى كند و در مقابل افراد با ايمان را مى ستايد و مى فرمايد: آنان كسانى هستند كه اگر كار ضرورى پيش آيد از پيامبر اجازه، مى گيرند و به محض اين كه كار خود را انجام دادند به معركه نبرد، و يا حفر خندق باز مى گردند تا از اين كار خير باز نمانند، اينك توصيف
[١] احزاب/١٤.
[٢] احزاب/١٥.