منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٠
اين مقاومت ادامه داشت، مسأله نگهبانى خندقى به طول يك فرسخ در برابر هجوم سيل آساى دشمن، به مدت يك ماه[١] كار آسانى نبود و اگر كاردانى پيامبر توأم با جانبازى مسلمانان نبود، سپاه شرك با پر كردن بخش كوچكى از خندق، از روى آن عبور مى كرد و چوب حراج بر هستى اسلام و مسلمانان مى كوبيد.
دلاوران مشرك به طور مرتب به نوبت حمله را آغاز مى كردند و با نوميدى باز مى گشتند و مسلمانان نيز به نوبت حفاظت از خندق را بر عهده مى گرفتند ولى در اين لحظات حساس، منافقان حضور رسول خدا مى رسيدند وبه بهانه اين كه خانه هاى آنان در بيرون مدينه بى حفاظ است اجازه مى گرفتند كه ميدان نبرد را ترك گويند و آيه ياد شده نيت آنان را از اين استجازه روشن مى سازد آنجا كه مى فرمايد:
(وَإِذْ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ يا أَهْلَ يَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَيَسْتَئْذِنُ فَريقٌ مِنْهُمُ النَّبِىَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ وَما هِىَ بِعَوْرَة إِنْ يُريدُونَ إِلاّ فِراراً).[٢]
«گروهى از منافقان گفتند: اى مردم يثرب (مدينه) اين جا (كرانه خندق) جاى ماندن نيست، به خانه هاى خود بازگرديد و گروهى از آنان از پيامبر اجازه مى گرفتند كه به خانه هاى خود بروند(و عذر مى آوردند) كه خانه ها ى ما ديوار بلند وحفاظى ندارد (آنان دروغ مى گويند) خانه هاى آنها ديوارهاى بلند وحفاظ دارد عذر مى آورند كه از معركه فرار كنند».
[١] تاريخ نويسان مدت محاصره را از بيست روز تا بيست وهفت روز و قريب به يك ماه نوشته اند به تاريخ الخميس:١/٣٨٤; سيره ابن هشام:٢/٢٢٣ مراجعه فرماييد.
[٢] احزاب/١٣.