منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٣
«در پرتو رحمت خدا بر آنها مهربان شدى و اگر خشن و سنگدل بودى از اطراف توپراكنده مى شدند از آنها درگذر، و درباره آنان از خدا طلب آمرزش بنما و در كارها با آنان مشورت كن هر موقع تصميم گرفتى بر خدا توكل كن و خداوند متوكلان را دوست مى دارد».
چه برنامه عظيم و بزرگى در اين آيه نهفته است، نخست به مزاياى اخلاقى پيامبر اشاره مى كند آنگاه دستور عفو و گذشت از خطاكاران را صادر مى نمايد، بلكه دستور مى دهد كه پا در ميانى كند و از خداوند براى آنان طلب آمرزش نمايد و براى احياى شخصيت آنان، در امور، مشورت كند و سرانجام خود شخصاً تصميم بگيرد وبه خدا توكل نمايد.
به خاطر اين بزرگوارى بود كه پيامبر توانست با وجود چنين خرابكاريها در مدت ده سال، بر كليه مشكلات پيروز گردد.
پررويى رئيس حزب منافقان
نبرد اُحد به پايان رسيد و دشمن به سرزمين خود بازگشت، ونيرومندى ارتش اسلام را لمس نمود، و دشمن سيهروى داخلى، به فكر تجديد موقعيت افتاد كه در يكى از روزهاى جمعه ى پس از جنگ، وقتى رسول گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)خواست خطبه اى ايراد كند، «عبداللّه بن ابى»با كمال پررويى از جايگاه خود برخاست و رو به مردم كرد وگفت:
اى مردم اين پيامبر خدا در ميان شما است، خداوند به وسيله او، شما را عزيز و گرامى گردانيد، او را يارى كنيد، و سخنان او را بشنويد.
گفتن اين سخنان پس از آن همه تخريب، حاكى از وقاحت و سماجت رئيس حزب نفاق است و لذا در يكى ازروزهاى جمعه كه او اين سخن را تكرار