منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٠
بِأَفْواهِهِمْ ما لَيْسَ فى قُلُوبِهِمْ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِما يَكْتُمُونَ).[١]
«به افراد منافق گفته شد كه بياييد در راه خدا نبرد كنيد و يا در كنار ما قرار گيريد و دفاع نماييد گفتند اگر بدانيم كه نبردى رخ مى دهد به دنبال شما مى آييم، آنان در آن روز به كفر از ايمان نزديك تر بودند، در زبان آنچه را كه در دل ندارند، مى گويند، خدا به آنچه در دل پنهان مى دارند، آگاه است».
هنگام بازگشت «عبداللّه» با اعضاى حزب، در ميان ارتش اسلام اختلاف خطرناكى پديد آمد و طايفه هاى «بنوحارثه» از «اوس» و «بنوسلمه» از «خزرج» به هم پريدند. گروه نخست گفتند: بايد با اين دشمن داخلى بجنگيم، گروه دوم به خاطر هم قبيله اى، به حمايت از او برخاستند و براى يك ارتش چيزى خطرناك تر از اختلاف و دودستگى نيست، آن هم در لحظه اى كه دشمن تا نزديكى هاى ديوار خانه آنها آمده باشد.
قرآن مجيد در اين مورد مى فرمايد:
(فَما لَكُمْ فِى الْمُنافِقينَ فِئَتَيْنِ وَاللّهُ أَرْكَسَهُمْ بِما كَسَبُوا أَتُريدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللّهُ وَمَنْ يُضْلِلِ اللّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبيلاً) .[٢]
«چه رخ داده است كه درباره منافقان دو گروه شديد. خداوند افكار آنان را به خاطر اعمال خويش وارونه ساخته است(حق را تميز نمى دهند) آيا مى خواهيد كسى را كه خدا او را گمراه ساخته است، راهنمايى كنيد، هركس را خدا گمراه كند براى او راه نجاتى نيست».
بازگشت رئيس حزب نفاق با ياران و همفكران خود اثر بس بدى در ارتش اسلام گذارد، زيرا نه تنها با آنان از نيمه راه بازگشت، بلكه گروهى را نيز
[١] آل عمران/١٦٧.
[٢] نساء/٨٨.