منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٣
رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ فَآمِنُوا بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظيمٌ).[١]
«هرگز خداوند جامعه مؤمنان را بر آن حالتى كه هستند، باقى نمى گذارد، مگر اين كه ناپاك را از پاك جدا سازد، و هرگز خدا شما را از امور پنهانى مطلع نمى كند، مگر از رسولان خود كسانى را كه بخواهد برمى گزيند به خدا و پيامبران او ايمان بياوريد و پرهيزگارى را پيشه خود سازيد براى شما است پاداش بزرگ».
درست است كه در حادثه «بنى قين قاع» پرده از چهره رئيس حزب، به نام «عبداللّه بن ابى»كنار رفت امّا اين بازشناسى مربوط به شخص اول حزب بود، و هرگز اعضاى آن به خوبى شناخته نشدند ولى در حادثه «احد» مشت آنان باز شد، و خيانت آنان آشكار گرديد، و مسلمانان فهميدند كه اين گروه در ميان جامعه با ايمان، جز خيانت و كارشكنى هدف ديگرى ندارند و در حقيقت گفتار قرآن (حَتّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ) جامه عمل پوشيد.
اينك مشروح رويداد:
قريش در كنار كوه اُحد
رزمندگان اسلام در نبرد «بدر» ضربه شكننده اى بر ارتش «قريش» وارد ساختند، و سرانجام ارتش با دادن هفتاد كشته، و هفتاد اسير پا به فرار نهاد و با رسوايى جبران ناپذيرى به مكه باز گريخت.
ابوسفيان« فرعون مكه» براى تشديد حس «انتقام جويى» هر نوع گريه و زارى را ممنوع ساخت، تا در فرصت مناسب راه مدينه را در پيش گيرد و انتقام
[١] آل عمران/١٧٩.