منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٠
مسلمانان به اسلام تظاهر كنند و خود عبداللّه روزى عملاً اين شيوه نفاق را پياده كرد آنگاه كه با گروهى از ياران رسول خدا روبرو شد در حالى كه اطراف او را، اعضاى حزب فرا گرفته بود، رو به يك يك اصحاب رسول خدا كرد و هر يك را به نوعى ستود، ابى بكر را يار غار پيامبر شمرد و عمر را بزرگ قبيله «بنى عدى» ياد كرد، وقتى به على رسيد گفت: آفرين بر پسر عم رسول خدا و داماد او و سرور قبيله بنى هاشم پس از پيامبر.[١]
امام على (عليه السلام)كه هيچ گاه در برابر نفاق سكون و سكوت را بر خود اجازه نمى داد، رو به عبداللّه كرد و فرمود: از خدا بترس، از در نفاق وارد مشو، افراد منافق بدترين مردم روى زمين هستند.
مرد شماره يك نفاق با كمال سماجت، پاسخ گفت و به على يادآور شد كه چرا چنين مى گويى ايمان وعقيده ما به اسلام، بسان ايمان وعقيده شما است وقتى ياران پيامبر از آنان فاصله گرفتند او رو به اعضاى حزب كرد و گفت: همان طور كه ديديد من با آنان برخورد كردم شما نيز چنين برخورد كنيد بايد آنان را در ظاهر ستود و در باطن از آنها جدا بود.
در اين مورد دو آيه ياد شده در زير فرود آمد:[٢]
(وَإِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنّا وَإِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِءُونَ) .[٣]
«هر موقع به افراد با ايمان روبه رو شوند مى گويند، ما نيز ايمان آورديم وقتى با شيطان هاى خود خلوت مى كنند مى گويند ما بر آيين شما هستيم، افراد با ايمان را مسخره مى كنيم».
[١] الدر المنثور:١/٣١. در اين مدرك رد على (عليه السلام) بر عبداللّه وارد نشده است ولى آن را مؤلف «النفاق والمنافقون » نقل كرده است.
[٢] الدر المنثور:١/٣١. در اين مدرك رد على (عليه السلام) بر عبداللّه وارد نشده است ولى آن را مؤلف «النفاق والمنافقون » نقل كرده است.
[٣] بقره/١٤.