منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣٦
مقدمه دوم كه نظام امكانى را يك نظام علّى ومعلولى معرفى مى كند، دخالت هر علتى را اعم از آگاه وناآگاه در تحقق پديده ها قطعى مى سازد، و انتساب فعل را به فاعل خود، صحيح اعلام مى دارد. از اين جهت ديگر صحيح نيست كه كليه كارها و نمودها را فعل مستقيم خدا بدانيم و براى مجموع پديده ها فقط يك علت اعم از اصلى و تبعى به نام خدا بينديشيم، بلكه در حالى كه خدا تنها خلاق اصيل و مستقل است و سرچشمه قدرت ها و نيروها مى باشد و خلاقيت علل و عوامل، امتداد خلاقيت او است، ولى دخالت هر پديده طبيعى در اثر ويژه خود قابل انكار نيست، و هرگز نبايد در تأثير خورشيد و آتش شك و ترديد به خود راه داد بلكه جريان به گونه اى است كه اگر اين حلقه را (خورشيد و آتش) از وسط برداريم از اين اثر چيزى نخواهد بود.
اگر مقدمه دوم، تصحيح گر، انتساب هر فعل نسبت به فاعل خود مى باشد مقدمه سوم حساب انسان را از ديگر فاعل ها جدا مى سازد، اگر در ديگر فاعل ها فقط «انتساب»است آنجا كه مى گوييم آفتاب مى درخشد، آتش مى سوزاند وبه حكم فقدان آگاهى و يا فقدان «آزادى» و «انتخاب»و «اختيار»نمى توان او را مسؤول كار خود انديشيد، و يا براى كارهاى آن ارزش اخلاقى قايل شد، اما در انسان هم انتساب است و هم مسؤوليت، و دخالت انسان در كارهاى خود با رشد و بصيرت، با محاسبه و اندازه گيرى، با اختيار و انتخاب، قابل انكار نيست، از اين جهت علاوه بر انتساب، خود او مسؤول كار خود مى باشد و هر نوع تلاش او، درحوزه ارزشهاى اخلاقى و مسايل حقوقى وارد مى گردد و از اين طريق عقيده به«عدل الهى» از هر نوع آسيب محفوظ مى ماند.