منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣١
مى فرمايد:
(...إِنَّ الإِنْسانَ لَيَطْغى* أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى) .[١]
«آنگاه كه احساس غنا و بى نيازى كرد، طغيان مىورزد».
اگر مكتبى انسان را بر تفويض و وانهادگى دعوت كند و به او تفهيم كند كه نياز او پس از پيدايش در انجام كار و كليه حالت ها و تلاش ها از خدا قطع شده است، روح طغيان را در انسان پى ريزى كرده و روح تسليم را در او مى كشد.
قرآن به خاطر نقد اين انديشه در آيات فراوان، تدبير جهان آفرينش را از آن خود دانسته و در عرض ذات خود، به هيچ مدبرى اعتراف نمى كند آنجا كه مى فرمايد:
(...يدَبِّرُ الأَمْرَ ما مِنْ شَفيع إِلاّمِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ذلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُم فَاعْبُدُوهُ أَفَلا تَذَكَّرُونَ) [٢].[٣]
«جهان آفرينش را مى گرداند و هيچ علتى بدون اذن او مؤثر نيست اين است پروردگار شما او را بپرستيد چرا متذكر نمى شويد».
اكنون كه بى پايگى هر دو مكتب جبرى گرى و تفويض با تمام شاخه هاى آن واضح گرديد بايد ديد مكتب حق و راه سوم ميان جبر و تفويض چيست وچگونه براهين عقلى و آيات قرآن آن را تأييد مى كند.
[١] علق/٦ـ٧.
[٢] يونس/٣.
[٣] به سوره اعراف آيه ٥٤ ; رعد/٢ ; سجده/٤ وحديد/٤ نيز مراجعه بفرماييد.