منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢٥
تفويض و وانهادگى انسان
گرايش گروهى از خداشناسان به جبر، و اين كه انسان كوچك ترين دخالتى در فعل و كار خود ندارد و اين خدا است كه از پشت پرده تلاش هاى ظاهرى انسان، كار را صورت مى دهد، و انسان«فاعل نمايى» بيش نيست، سبب پيدايش گروه افراط گرى شد كه از نظر بينش درست نقطه مقابل گروه جبرى مى باشند.
اگر گروه نخست، به خاطر حفظ «توحيد در خالقيت» هر نوع تأثير حتى تبعى و غير اصيل را در كليه عوامل طبيعى انكار مى كنند و در جهان به يك مؤثر بيش اعم از اصيل وغير اصيل قائل نيستند در برابر آنان، گروه مقابل به خاطر حفظ «عدل الهى» در مسأله آزادى انسان به اندازه اى پيش رفته اند كه انتساب فعل انسان بلكه تأثير كليه مؤثرها را به خدا به كلى انكار كرده و آنها در خلق و آفرينش، در ايجاد و تأثير، مستقل انگاشته اند.
اين گروه افراط گر تصور مى كنند كه خداى دانا و توانا در ازل، جهان را با نظام خاصى پديد آورد، و در دل ماده و طبيعت، طرح علت و معلول را ريخت، خطوط و سببها و مسببها را تعيين نمود، آنگاه كار خدا نسبت به جهان آفرينش وكليه موجوداتى كه در آن هست، پايان پذيرفت، وجهان روى نقشه خاصى به كار خود آغاز كرد، و تا روز به هم خوردن نظام به كار خود