منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢٠
بهتر و بيشترى به دست آورد.
در اين جا مناسب است به چند فراز از كتاب «انسان موجود ناشناخته» نوشته «الكسيس كارل» زيست شناس معروف اشاره كنيم در آنجا چنين مى خوانيم:
«چنانچه مى دانيم نقص عقل و ديوانگى و هموفيلى و گنگى از معايب ونقايص ارثى است و برخى از بيماريها نيز مانند سل و سرطان و فشار خون و غيره به شكل زمينه از پدر و مادر به كودكان نقل مى شوند و از آن پس شرايط محيط وچگونگى زندگى، ممكن است پيدايش آنها را ممانعت يا تسهيل كند».
در جاى ديگر از آن كتاب مى خوانيم:
«عوامل روانى ومحيط اثرات عميقى در بناى شخصيت افراد دارند، چه اينها شالوده فكرى و معنوى ما را مى ريزند وبا تغييراتى كه در گردش خون و ترشح غدد داخلى مى دهد، اعمال ساختمان تمام اعضاى بدن را عوض مى كند، زمينه ارثى هر چه باشد، فرد تحت تأثير تربيت، در راهى مى افتد كه يا، وى را به قلل كوههاى مرتفع، يا به دامنه تپه ها، و يا به ميان گل ولاى منجلابها مى كشاند».
طبق اين بيان تربيت و محيط زندگى حتى در ترشح غدد و اورمونها و گردش خون انسان اثر مى گذارد، وباز مى گويد:
«رشد و پرورش بدن بر حسب عوامل خارجى به راههاى مختلف متوجه مى شود، وخصايص ذاتى خود را به كار مى اندازد، يا عاطل مى گذارد، بديهى است كه زمينه هاى ارثى عميقاً تحت تأثير تربيت و پرورش قرار مى گيرند».
آرى، پيامبران نيامده اند تا رنگ پوست و رنگ چشم افراد را عوض كنند و بيماريهايى مانند جنون و گنگى مادرزاد را مداوا نمايند، بلكه آمده اند تا جامعه