منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١٢
فاعل آگاه نيست كه به جبر مأمور، محيط زندگى را ترك مى كند.
روى اين اساس، اراده، مخلوق نفس انسانى است كه آزادى و اختيار، با وجود وهستى او عجين گرديده و او بدون احساس كوچك ترين عامل جبر در ضمير خود حالاتى را در درون خود كه از جمله اراده است، پديد مى آورد نه اين كه عاملى اورا بر اين كار وادار مى سازد.
نتيجه اين كه: اعتقاد به قانون عليت و معلوليت واين كه اراده انسان مانند ديگر پديده ها، داراى علت و پديد آرنده اى است، مطلبى است.
و پيدايش اراده در ضمير انسان از طريق جبر وتحت فشار يك فاعل داخلى و خارجى مطلب ديگرى است، استنتاج مطلب دوم ازمطلب نخست، كاملاً غير منطقى است وكوچك ترين ارتباطى ميان اين دو وجود ندارد.
همان طور كه يادآور شديم مادى ها بيشتر بر قانون «جبر عليت ومعلوليت»تكيه مى كنند، و احياناً براى تثبيت اين ضرورت و لزوم پيدايش اراده، بر مثلث شخصيت نيز تكيه كرده و اراده انسان را زاييده اين سه عامل مى دانند. از اين جهت بسيار مناسب است كه پايه تأثير اين مثلث را روشن سازيم.
پايه تأثير مثلث شخصيت در آزادى انسان
انسان آميزه اى است از تن وروان، اگر براى شناخت ويژگى هاى تن او علومى پى ريزى شده است، براى شناخت خصوصيات روانى او نيز دانش هايى پديد آمده است و هر انديشمندى از زاويه علم و دانش خود، به او نگريسته و در معرفى اوكوشيده است.
فيلسوف كه سر و كار او با فكر و انديشه انسان است او را به عنوان