منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٤
كنند.
اين دو انگيزه كه يكى فلسفى و ديگرى روانى است سبب شده كه گروهى به جبرى گرى كشيده شوند.
جاى گفتگو نيست كه انگيزه دوم، نياز به بحث و بررسى ندارد زيرا عمل او ناقض عقيده اوست، آنچه لازم به بحث و بررسى است مسأله آزادى اراده و خواست انسان است كه ديالك تيسين ها به آن عقيده راسخ دارند.
انسان و آزادى اراده
با علل پيدايش عقيده «جبرى گرى» وجهت گسترش آن در ميان مادى ها اعم از عقيدتى و اخلاقى آشنا شديم. اكنون وقت آن رسيده است كه به تجزيه و تحليل دليل آنان درباره «غير اختيارى بودن» «اراده» و «خواست انسان» بپردازيم ولى قبلاً شايسته است به برخى از مفاسد عقيده نفى اختيار اشاره كنيم مفاسدى كه هرگز خود مادى به آن ملتزم نيست نه تنها مادى، بلكه هيچ عاقل وخردمندى نمى تواند اين نوع از پيامدها را بپذيرد اين جا است كه بايد گفت جبرى ها، عملاً پيرو مكتب اختيار وآزادى هستند، وهرگز در زندگى فردى و اجتماعى آنان، اثرى از مكتب جبر وجود ندارد، اينك مفاسد جبرى گرى هر چند در گذشته به نوعى در اين موضوع سخن گفتيم:
١.نخستين ضربتى كه مكتب جبر بر كرامت و فضيلت انسان وارد مى سازد اين است كه فاصله عميقى را كه ميان انسان و حيوان وجود دارد، از بين مى برد و او را از نظر رفتار و كردار در رديف ديگر جانداران قرار مى دهد.
اگر حركات حيوان، معلول يك رشته عوامل خارج از اختيار آنان است (غرايز) كارهاى انسان نيز زاييده اراده اواست كه خود پرتوى از عوامل بيرون از