منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٣
عمل با يك فرد مادى عقيدتى و منكر خدا و رستاخيز، تفاوتى ندارند ومانند گروه نخست در منجلاب فساد فرومى روند.
اكنون به انگيزه هاى گرايش، جبرى گرى در ميان اين گروه اشاره مى كنيم.
انگيزه نخست، انگيزه فلسفى است، و از قانون عليت ومعلوليت و اين كه هر پديده مادى براى خود «علتى» دارد سرچشمه مى گيرد و كار انسان، يك پديده مادى است كه در حوزه زندگى انسان انجام مى شود، وعلت نهايى آن همان اراده و خواست انسان است و خواست او معلول يك رشته عوامل مرئى ونامرئى است كه اراده او را در حلقه محاصره خود درآورده است، و اين عوامل عبارتند از:
غرايز و احساسات، وراثت، و تربيت و اجتماع، آب و هوا وخاك، تأثير عناصر شيميايى و ديگر عوامل درونى وبرونى كه اراده و خواست را در ضمير انسان پديد مى آورند، و انسان خواه ناخواه به سوى عمل و كار كشيده مى شود، در اين صورت تصور مى كند كه با قاطعيت خود، و انتخاب خويش، كار را صورت مى دهد در حالى كه نمى داند يك رشته عوامل خارج از حوزه اختيار او، اين خواست و كشش را در مغز او پديد آورده است.
٢. انگيزه دوم، انگيزه روانى است زيرا اعتقاد و آزادى مسؤوليت زا ووظيفه آفرين است گروهى كه از نظر رفتار و اخلاق، مادى هستند خواه از نظر اعتقاد مادى باشند يا نه، به خاطر طرد هر نوع مسؤوليت و انضباط، و به خاطر كسب آزادى بيشتر در ارضاى غرايز، مسأله جبرى گرى را سپر قانون شكنى ها و خلاف كارهاى خود قرار داده و از اين طريق مى خواهند از فشار وجدان بكاهند و در صورت امكان از تحمل ملامت و سرزنش و يا عقاب و كيفر شانه خالى