منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٠
است كه اراده او را تخلف پذير فرض نموده ايم.
اين بيان روشن ساخت كه سرنوشت خواه به معنى «علم ازلى» و خواه به معنى «اراده و خواست تخلف ناپذير خدا» مايه جبر و سلب اختيار از انسان نيست.
دو پرسش از جبريهاى الهى
١. آيا خدايى كه خود را با عدل و داد، توصيف مى كند و كتاب او نيز به دادگرى او گواهى مى دهد[١] صحيح است كه بندگان خود را نسبت به افعالى كه در انجام آن كوچك ترين اختيار ندارند عذاب كند، يا آنها را مشمول پاداش خود قرار دهد.
٢. اعزام پيامبران وكليه امرها ونهى ها و دعوت به انضباط ورعايت قوانين الهى بر اساس وجود اختيار وآزادى در انسان استوار است، تا كاروان انسانيت به مددكارى عقل به قله سعادت وكمال برسد.
هرگاه انسان ها را فاقد اختيار وآزادى فرض كنيم وبگوييم همه افراد «ماشينوار» در صحنه زندگى به كار خود ادامه مى دهند در اين صورت اعزام آموزگاران الهى و تشريع شرايع، لغو و بى معنا خواهد بود، وكوشش ها و تلاش ها به نتيجه نخواهد رسيد انتظار تقوا و پاكدامنى، تربيت و پرورش ارزشها از انسانى كه هرگز مسؤول كار خود نيست، وطوطىوار آنچه كه استاد ازل آن را تلقين مى كند، مى گويد، بسيار بى جا است.
ارزش و آزادى، خودسازى واختيار با هم ملازمه دارند، انكار آزادى
[١] >>شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاالهَ الاّ هُوَ وَالْمَلائِكَةُ وَأُولُوا العِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ<< (آل عمران/١٨).
و.>> إِنَّ اللّهَ لا يَظْلِمُ النّاسَ شَيْئاً وَلكِنَّ النّاسَ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ <<(يونس/٤٤).