منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩٩
توضيح اين كه: نحوه تعلق اراده خدا بر صدور معاليل ازعلل خود، بستگى به كيفيت وجود آن علل دارد، هرگاه علل اشيا، فاقد شعور و درك باشند، يا بر فرض آگاهى، شيوه كار آنها از روى غرايز باشد،در اين صورت اراده خدا بر اين تعلق گرفته است كه اين نوع علل بدون اختيار و آزادى، كارهاى خود را صورت دهند، همچنان كه خورشيدو ماه، ويا مورچه و زنبور عسل، كار خود را از اين طريق انجام مى دهند.
ولى هرگاه علل اشيا، داراى آگاهى و آزادى باشند، در اين صورت اراده خدا بر اين تعلق گرفته كه اين علل، با كمال آگاهى و آزادى مبدأ آثار بوده و كارهاى خود را صورت دهند ولى از آنجا كه انسان يك فاعل آگاه و آزاد است و درك و شعور، و انتخاب و اختيار، با وجود او آميخته است، اراده ازلى خدا بر اين تعلق گرفته كه اين قسم از علل، با اين خصوصيت و ويژگى (اختيار) مصدر كار شوند، وافعال و اعمالى را انجام دهند، واراده خدا در صورتى تخلف ناپذير مى شود كه اين نوع علل با صفت آزادى، كار را صورت دهند، و اگر فرض شود كه به غير اين وضع، كار خود را انجام دهند اين جا است كه اراده او تخلف مى پذيرد وآنچه را كه اوخواسته است، انجام نمى گيرد.
به ديگر سخن: همان طور كه اصل وجود انسان و اصل كار و كوشش او مورد اراده خدا و متعلق مشيت او است، همچنين شيوه و صفت كار و ويژگى تلاش او، نيز مورد خواست خدا است و چون انتخاب و اختيار از ويژگى هاى انسان آگاه و آزاد است، در اين صورت اراده پيشين خدا، نه تنها، دگرگون كننده اختيار نيست، بلكه به حكم تخلف ناپذيرى اراده او و اين كه هر چه را او بخواهد همان، بدون كوچكترين تخلف صورت مى پذيرد، قطعاً بايد كار انسان با اين ويژگى انجام بگيرد و اگر غير اين را تصور كنيم، در اين صورت