منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩٤
و به ديگر سخن: موجودات جهان همچنان كه در ذات، و اصل هستى استقلال ندارند، وهمگى قائم به خدا مى باشند همچنين در مقام عليت و تأثير، استقلال از خود نداشته وبه حول وقوه خدا، انجام وظيفه مى كنند.
تفسير «توحيد در خالقيت» به اين شيوه نه تنها مستلزم جبر نيست، بلكه مثبت اختيار و آزادى است، زيرا در اين تفسير به فاعليت و مؤثريت «انسان» در فعل خود، تصريح شده، چيزى كه هست او هر كارى را صورت مى دهد به قدرت و توان خدا، صورت مى دهد.
خلاصه: از نظر موحد خدا نه شريك در ذات دارد، و نه شريك در فاعليت و خالقيت، بلكه در مجموع نظام يك فاعل مستقل، و يك علت قائم به نفس وجود دارد، و آن خدا است و اسباب و فاعلهاى ديگر، هم ذات و وجود، وهم تأثير و فاعليت آنها قائم به او مى باشند وشعار بيانگر عقيده يك موحد جمله «لاحول ولا قوة إلاّ باللّه» است.
بنابراين، تفسير «توحيد در خالقيت» به معنى نفى اسباب و علل وابسته در صفحه هستى، ومعرفى خدا به عنوان سبب مستقل تمام پديده هاى طبيعى، حتى افعال انسان، تفسير بس ناروا و استنتاج بسيار غير صحيح است.
ب. تقدير الهى و سرنوشت
عامل دومى كه موجب گرايش به جبر در ميان برخى از خداشناسان شده است، همان تفسير ناروا از مسأله «تقدير» و سرنوشت است كه شرايع آسمانى در آن اتفاق نظر دارند و اگر عامل نخست فقط گروهى از انديشمندان را به جبرى گرى كشانده ولى عامل دوم از گستردگى بيشترى برخوردار است زيراعلاوه بر گروه ياد شده، برخى از شعرا و يا شكست خوردگان وغوطه وران در