منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩٢
او، خود خدا بوده و انسان «نمايى» بيش نخواهد بود، يعنى فاعل حقيقى خدا است، هر چند در ظاهر فاعل، خود انسان است.
پاسخ: توحيد در خالقيت يكى از شاخه هاى «توحيد افعالى» است كه بينش فلسفى و صريح آيات قرآن كاملاً آن را تأييد مى كند.
ولى برداشتى كه «جبرى» از اين مسأله كرده است، كاملاً غلط و بى اساس است، زيرا معنى «توحيد در خالقيت» اين نيست كه عليت و سببيت تمام اشيا را انكار كنيم وتأثير آنها را در پديده هاى جهان ناديده بگيريم و بگوييم جهان آفرينش يك سبب و يك علت اعم از اصيل و غير اصيل، بيش ندارد و آن خدا است، و تمام پديده ها، به طور مستقيم از او سر مى زنند و هيچ نوع سبب و فاعل هر چند به صورت تبعى در ميان نيست.
يك چنين برداشت از «توحيد در خالقيت» معلول فقدان بينش صحيح فلسفى، و ناآگاهى از ديگر آيات قرآن است.
بينش فلسفى بر اساس «وحدت حقيقت وجود» در تمام مراتب، به ما اجازه نمى دهد كه سببيت ديگر موجودات را انكار كنيم وبگوييم: فروزندگى خورشيد، و درخشندگى ماه، و سوزندگى آتش مربوط به خود آنها نيست بلكه اين خدا است كه پس از وجود آنها، چنين آثارى را به طور مستقيم پديد مى آورد.
و همچنين مسأله «وحدت حقيقت وجود» اجازه نمى دهد كه سببيت علل طبيعى و دخالت آنها در پيدايش پديده ها انكار كنيم بلكه ما را وادار مى كند كه بر دخالت و سببيت آنها كاملاً معترف باشيم.
بينش فلسفى به ما مى گويد وجود در هر رتبه و مقامى، با تأثير و اثر،