منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩٠
اصولاً اعزام پيامبران، و تشريع قوانين و كوشش هاى تربيتى و تأسيس اين همه دانشكده هاى علوم انسانى وبرنامه هاى پرورشى، همه و همه بر اصل «آزادى انسان» استوار است و اگر اين اصل متزلزل گردد براى هيچ كدام معنى صحيحى نخواهد بود و بايد تمام كوشش هاى دانشمندان علوم تربيتى را تلاش بى ثمر دانست.
اكنون سؤال مى شود كه اگر سرنوشت هر انسانى در دست خود او است پس نقش مسايلى از قبيل :وراثت، عوامل جغرافيايى، فرهنگ، محيط، تقدير وسرنوشت الهى چيست؟ وچگونه انسان در برابر اين عوامل قاهر و كوبنده، حافظ ونگهبان اختيار خود مى باشد.
دلايل جبرى گرى نزد برخى از الهيون
با اين كه دلايل عقلى و مسلمات مسايل حقوقى و تربيتى و اخلاقى، و آيات قرآن بر حريّت و آزادى انسان گواهى مى دهند مع الوصف برخى از الهيون راه«جبر» را برگزيده و دلايلى اقامه كرده اند كه مهم آنها را مطرح مى كنيم.
آنگاه بعداً، «جبرى گرى ماديها» كه از راه ديگرى بر مدعاى خود استدلال مى كنند، مطرح مى نماييم.
اينك بررسى دلايل برخى از الهيون جبرى:
علل گرايش برخى از دانشمندان الهى به «جبر» دو امر ياد شده در زير است:
١. «توحيد در خالقيت» كه ايجاب مى كند به يك مؤثر بيش معتقد نباشيم و اثر كليه مؤثرها را اثر و فعل مستقيم خود خدا بدانيم.
٢. مسأله «تقدير و سرنوشت» كه شرايع آسمانى بر آن اتفاق نظر دارند،