منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩
كه او توانسته بود يك شبكه سيصد نفرى را در دل جامعه اسلامى پديد آورد و آنها را به تجسس دركارهاى مسلمانان و مداخله و خرابكارى در امور آنان وادار سازد.
كوشش مجدد براى هدايت او
غور و بررسى در شأن نزول آيات نشان مى دهد كه ياران رسول گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)، در جلب علاقه «عبداللّه» كوشش فراوانى داشتند، روزى گروهى از ياران پيامبر، از او درخواست كردند كه به ملاقات وى برود، شايد توجه او را به اسلام جلب كند، رسول گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)در حالى كه بر مركبى سوار شده بود و مسلمانان اطراف او را گرفته بودند راه خانه او را در پيش گرفت.
وقتى پيامبر با او روبرو شد او نه تنها به شرايط ساده مهمان نوازى عمل نكرد حتى نتوانست كينه و عداوت خود را نسبت به پيامبر پنهان دارد فوراً بدبويى پشگل مركب رسول خدا را بهانه كرد و عقب رفت در اين موقع يك نفر از انصار به مقابله برخاست وگفت مدفوع اين حيوان از تو خوش بوتر است و همين جمله سبب شد كه دو گروه به جان يكديگر بيفتند و در اين مورد آيه ياد شده در زير فرود آمد:
(وَإِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنيِنَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما...) .[١]
«اگر دو گروه از افراد با ايمان با هم به نبرد برخيزند، ميان آنان سازش برقرار كنيد».[٢]
نه تنها اسلام او،يك اسلام مصلحتى بود، حتى گروهى از اعضاى اين
[١] حجرات/٩.
[٢] مجمع البيان:٥/١٣٢; الدر المنثور:٦/٩٠.