منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٥
مشى حيات اجتماعى آنان را ترسيم نكنند.
اين نوع آزادى يكى از بزرگترين نعمتهاى الهى است كه ستمگران و زورمندان بر اثر خودخواهى و تنگ نظرى آن را از انسانها سلب مى كنند. چه نيكو مى گويد شاعر شيرين سخن «خاقانى»:
نعمتـى بهـتر از آزادى نيسـت *** بر چنين مائده، كفران چه كنم
تحصيل چنين آزادى، حفظ و نگاهدارى آن، بهايى سنگين لازم دارد و بدون قربانى و جانبازى در راه آن، به دست آوردن و يا حفظ و صيانت آن، امكان پذير نيست و در اين مورد شاعر نامى ايران «فرخى» مى گويد:
رسم و ره آزادى، يـا پيشـه نبايـد كـرد *** يا آن كه ز جانبازى، انديشه نبايد كرد
اگر براى ملتهاى محروم و زجر كشيده از مسأله آزادى تنها موضوع: «آزادى مدنى وسياسى» مطرح است براى علماى اخلاق و استادان تهذيب نفس، از اين موضوع«آزادى از بندگى نفس » و «رهايى از هوا و هوس»و «حفظ شخصيت انسانى در برابر خواسته هاى مرزنشناس غرايز او» نيز مطرح مى باشد.
اين گروه از دانشمندان مى كوشند در وجود انسان تعديلى درباره خواسته هاى درونى او پديد آورند و از انسانى كه با قواى الهى ونيروهاى نفسانى توأم و همراه است موجودى بسازند كه آن را انسان كامل مى خوانند و در حقيقت انسان كامل، آن انسان وارسته اى است كه از بندگى نفس، خود را برهاند وبنده خدا و گوش به فرمانهاى حيات بخش و كمال آفرين او باشد.
در مكتب علماى اخلاق، فرورفتگى در شهوت، اعمال هرچه بيشتر غريزه ها، نقطه مقابل آزادى است و در حقيقت يك چنين فرد اسير هوا وهوس