منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٢
فاقد ماهيت در نظر بگيريم و چنين بينديشيم كه ماهيت او همان است كه او آن را با كار و كوشش مى سازد، بلكه در اين مورد كافى است كه تمام ابعاد وجودى او را پيش ساخته نينديشيم، بلكه بخشى از آن را كه ما آن را «ماهيت خصوصى» مى ناميم، محصول كار اوبدانيم.
٢. ماهيت خصوصى: شكل گيرى ماهيت عمومى انسان، در سايه كوشش و اراده شخصى او است و اين بستگى دارد كه وى از نهادها چگونه بهره بردارى كند و آنها را به چه نحو در مسير خود قرار دهد و اين نوع از ماهيت، محصول كار و تلاش او است،و به هيچ نحو، پيش ساخته، ويا از پيش، تقدير شده نيست. و «تعالى»و «انحطاط» ويا خوشبختى و بدبختى او به همين بخش مربوط مى باشد.
ما اين حقيقت را با يك مثال، روشن مى سازيم. يكى از مواهب الهى كه در حقيقت جزئى از ماهيت عمومى انسان را تشكيل مى دهد «حريت و آزادى» انسان است هرگز نمى توان گفت كه او اين آزادى را از طريق كار وكوشش به دست آورده، بلكه از جانب دستگاه آفرينش به طور جبر، «محكوم به آزادى است» در برابر ديگر جانداران، كه فاقد اختيار بوده و از طريق آفرينش محكوم به «جبر» و فقدان اختيار مى باشند.
در اين جا، بخشى از ماهيت عمومى او را «حريت و آزادى» تشكيل مى دهد و اين نوع محدوديت، نه تنها از او سلب آزادى نمى كند، بلكه او را به صورت يك موجود ممتاز از ديگر جانداران در مى آورد كه حتماً بايد تمام كارهايى را كه درحوزه انتخابى او قرار مى گيرد، برگزيند.
در كنار اين موهبت، او داراى يك رشته سائقه ها وهدايت هاى تكوينى است كه وجود او را از پيش به گونه اى ساخته و محدود كرده است،