منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨١
كه آن را با كار و كوشش مى سازد، فرقى نگذارده اند و براى حفظ آزادى، به انكار امور فطرى پرداخته اند.
انسان داراى دونوع طبيعت است:
١. طبيعت عمومى كه انسان ها با آن طبيعت زاده مى شوند، و هرگز مولود تلاش و كار انسان نيست و اين همان استعدادها و شايستگى هاى طبيعى و به تعبير صحيح تر مواهب الهى است كه درباره انسان ارزانى داشته و او را با يك رشته «تمايلاتى» مجهز ساخته است ولى زمام و نحوه بهره بردارى از آنها را به دست نفس انتخاب گر او سپرده است.
درست است كه اين سائقه ها يك نوع محدوديتى در وجود انسان پديد مى آورد، امّا همه آنها جز زمينه كه نقشى جز تشويق و تحريك ندارند، چيزى نيستند و اين نفس آزاد و انتخاب گر است كه مى تواند از آنها به صورت هاى مختلف بهره بردارى كند، و در حقيقت اين نوع تمايلات، سرمايه هايى هستند كه در حوزه انتخابى نفس قرار دارند و او مى تواند از آنها به شكل هاى گوناگون بهره بردار ى كند، حتى مى تواند با آنها مخالفت نمايد و سركوب سازد.
اين حقيقت در صورتى تجلى مى كند كه توجه كنيم:«وجود انسان با نهادهاى مختلف» و «متضاد(البته تضاد فلسفى نه منطقى)» عجين گشته ونبردى سهمگين ميان نيروهاى مختلف در درون او شعلهور است و همين نيروها و كشش ها است (كه در پرتو آزادى انسان) او را به قله تكامل مى رساند، يا او را در رديف درندگان قرار مى دهد.
حفظ آزادى انسان به اين بستگى ندارد كه انسان را بر خلاف موجودات طبيعى كه همگى ماهيت مشخص، تنظيم شده و پيش ساخته دارند، موجودى