منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٨
به گونه اى سخن گفته اند كه او را در نتيجه، يك «فاعل مجبور» معرفى كرده اند، هر چند خود آنان به اين نتيجه اعتراف ندارند.
ولى ديگر فرقه هاى اسلامى بالأخص گروه «اماميه» به حكم دلايل عقلى و فلسفى و پيروى از قرآن و سنت، انسان را يك فرد آزاد و انتخاب گر دانسته و در اين باره كتابها و رساله ها نوشته اند.
ما در اين بحث، نخست پيرامون گفتار «اگزيها» سخن مى گوييم آنگاه به تحليل نظريه ديگر «جبريها» مى پردازيم.
كشش هاى سرشتى
وجود «تمايلات» و «نهادها» و«كشش هاى» گوناگون در وجود انسان، گواه بر آن است كه او بسان يك برگ سفيد كه در آن چيزى نقش نبسته باشد، آفريده نشده است، بلكه آفرينش او از روز نخست با يك رشته «سائقه ها»و «غرايز» كه هر يك او رابه حركت در جهتى وامى دارد،قرين و همراه مى باشد و برخى از اين غرايز از جنبه هاى مادى و حيوانى و به اصطلاح «مُلْكى» انسان سرچشمه مى گيرد، و برخى ديگر به جنبه هاى روحى و الهى او مربوط مى باشد و تشخيص هر يك از اين دو نوع، چندان دشوار نيست.
اعتراف به چنين اصل و اين كه آفرينش انسان با يك رشته گرايش هاى درونى توأم مى باشد سؤال ياد شده در زير را مطرح مى سازد و آن اين كه: آيا وجود اين «نهادها». حريت و آزادى را از انسانها سلب نمى كند؟ و انسان در چنگال غرايز اسير نمى گردد؟
آيا براى «حفظ آزادى و اختيار» لازم نيست كه هر نوع نهادى را كه در انسان، «محدوديت» و «تعيين مسير»پديد مى آورد، انكار كنيم؟ و براى او