منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٧
٥. «امر بين الأمرين».
انسان با يك رشته سائقه ها آفريده شده است
آزادى و اختيار انسان از مسايلى است كه در گذشته و حال، ذهن فلاسفه و متفكران را به خود جلب كرده و در نتيجه مكاتبى را پديد آورده است كه كمتر، از افراط و تفريط بر كنار مانده اند.
در اين ميان مكتبهايى مانند «اگزيستانسياليزم» آنچنان در ادعاى اختيار وآزادى براى انسان، پيش رفته است كه اثبات هر نوع نهاد و گرايش طبيعى را براى انسان، منافى با آزادى او دانسته ومدعى شده اند كه براى وجود انسان هيچ قالب پيش ساخته اى(مانند فطريات و نهادها، حتى به صورت زمينه) وجود ندارد، و وجود او، مقدم بر ماهيت و طبيعت او است و هر نوع خصوصيت و رنگى كه انسان براى خود مى گيرد، نتيجه كار و كوشش او است و در حقيقت كار است كه انسان را مى سازد.
«اميل دور كهيم» هر چند مانند «اگزيها» هر نوع طبيعت و نهاد را براى انسان منكر شده ولى بر خلاف آنها كه روى آزادى انسان تكيه مى كنند، وى به «جبر اجتماعى» گرويده و معتقد است كه انسان داراى دو بعد مى باشد، يكى بعد جسمانى كه از آن به عنوان«انسان جسمانى» ياد مى كند ديگرى بعد اجتماعى كه آن را «انسان اجتماعى» مى خواند و معتقد است كه بسيارى از ابعاد انسان محصول زندگى اجتماعى او است و انسان ساخته اجتماع خود مى باشد و نحوه انديشه ها و گرايش ها، و روش اخلاقى او، از اجتماع سرچشمه مى گيرد.
در ميان مسلمانان گروهى به نام «اشاعره» درباره افعال و كارهاى انسان