منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٢
وارداتى نيست كه از خارج وارد ضمير انسان شود و ريشه فطرى و سرشتى نداشته باشد بلكه با ثبوت اين بعد از روح انسان كه بايد آن را بعد چهارم از روح انسان در مقابل سه بعد ديگر ناميد، حقيقت فطرى بودن مذهب به ثبوت مى رسد وعلوم تجربى كه روانشناسى امروز بر آن اصل استوار است به تأييد وحى الهى (هر چند نيازبه تأييد ندارد) شتافته است.
اينك شرح اين احساسات چهارگانه:
١.اگر دست آفرينش ميل به زيبايى، ميل به صنايع(مستظرفه) را در نهاد بشر ننهاده بود هرگز نوجوان به نقاشى، به كشيدن تابلوهاى زيبا و تصويرهاى دل آرا، اظهار علاقه نمى كرد، اگر چنين ميل باطنى در درون انسان نبود هرگز اين همه كاشى كاريها، تذهيب كاريها و انواع نمايشگاهها از فنون ظريفه پديد نمى آمد و هرگز تابلوساز هنرمندى، صدها ساعت براى يك هنر صرف وقت نكرده و آن را به نمايش نمى گذارد بى آن كه در بهاى مادى آن بينديشد تمام اين كوشش ها و تلاشهاى هنرمندان، به خاطر تمايلات درونى آنان است.
٢. دانشمندان تا نيمه شب در اطاقهاى مرطوب، و نمناك در شرايط نامساعد با زندگى هاى فقيرانه، مشغول مطالعه و تحقيق و پژوهش مى باشند چه بسا غذا و خواب را فراموش كرده و پيوند خود را به صورت موقت، از جريانهاى مادى قطع مى كنند اين نوع تمايلات نمى تواند مصنوعى و وارداتى باشد و تا علاقه درونى وميل باطنى وكشش فطرى در كار نباشد انسان رنج تحقيق را تحمل نمى كند.
٣. در تمام افراد بشر، ميل به نيكى، ميل به اخلاق وجود دارد به گواه