منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٠
صورت است كه خواهيم ديد نهال و بذر، كمالات درونى خود را بيرون مى ريزند و باغ و گلستانى را پديد مى آورند. وباغبان از خود مايه اى در نهال وبذر نمى گذارد بلكه زمينه را آماده مى سازد كه نهال ويا بذر بتواند، كمالات خود را نشان دهد، كار يك باغبان بسان كار ديگر مربيان، فراهم ساختن عوامل رشد وترقى وشكوفايى قدرت ها وقوه ها، و بروز نيروها در مورد چيزى است كه تربيت آن را برعهده گرفته است اين جا است كه فلاسفه مى گويند: تربيت به فعليت رساندن قوّه ها و توانهاى نهفته در چيزى است كه مورد عنايت مربى قرار گرفته است.
بنابراين باغبان كمال آفرين نيست بلكه ايجاد كننده شرايط متناسب و برطرف كننده موانع مى باشد و اين خود درخت است كه كمالات خود را نشان مى دهد.
مسأله در تربيت بشر نيز چنين است دست آفرينش در بشر استعدادها و شايستگيهايى رابه صورت قوه و زمينه به وديعت نهاده و بايد مربى با شناخت كمالات نهفته، كارى را صورت دهد كه شىء كمال هاى درونى خود را آشكار سازد يعنى شرايط بروز شايستگى ها را فراهم آورد وموانع رشد را، برطرف نمايد. مثلاً دست آفرينش در نهاد هر انسانى ميل به خداشناسى، ميل به راستگويى، ميل به رد امانت، ميل به پاكى، نهاده است ولى تمام اين كمالات به صورت زمينه و استعداد، بسان يك معدن بزرگ كه در دل كوه نهفته باشد در وجود او نهفته است و بايد مربى بسان مهندس معادن كه از دل صخره ها و خاكها جواهر را بيرون مى كشد او نيز تلاش كند كه پس از يك رشته تكاپوها وكوشش ها انواع كمالات از شاخسار وجود او آويزان گردد.
از نظر اسلام دست آفرينش كمالاتى را به قلم قضاى الهى، بر ضمير