منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٦
نمى دانستند وراهى را آشنا نبودند؟».
بقاى بسيارى از مكتبهاى غلط و پوچ كه هرگز نه علم آن را تصديق مى كند و نه عقل و خرد، معلول همان تعصب هاى ناروا است كه راه نياكان را بر همه چيزمقدم مى دارد و تعصب، سرپوشى است كه انسان آن را بر روى خرد خود گذارده و خود را از نور آن، محروم مى سازد.
گرايش هاى شرقى و غربى
شرق زدگى و غرب زدگى مايه تعطيل دستگاه تفكر انسان و از خودبيگانگى او است، چه بسا مايه ضررها و زيان هاى غير قابل جبران است، افراد رشيد گروهى هستند كه زمام زندگى را به دست خود گرفته وبا چراغ خرد راه و روش زندگى را تشخيص مى دهند ولذا قرآن يتيمى را كه سود و زيان خود را از هم باز مى شناسد، رشيد مى خواند و مى فرمايد:
(...فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِِمْ أَمْوالَهُمْ...) .[١]
«اگر از آنان رشد و استقلال لمس كرديد آنان به حد رشد وكمال رسيده اند پس ثروت آنها را به خود آنها بسپاريد».
البته رشد، درجات و مراتبى دارد، آدمى كه سود و زيان خود را تشخيص مى دهد«رشد مالى دارد» امّا رشد دينى، اجتماعى، سياسى، فرهنگى هم دارد؟! به طور مسلم ملازمه اى ميان رشد مالى و ديگر مراتب نيست. يك انسان رشيد كامل انسانى است كه خود در تمام اين زمينه ها به كمال مطلوب خود برسد، و در تمام مراحل از چراغ خرد بهره بگيرد.
[١] نساء/٦.