منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٠
٣. هر يك از اين غرايز، اصلى است در حيات مادى ومعنوى انسان ها، و هرگز نبايد، با برخى معامله محور نمود و به اصطلاح، يكى را زيربنا، و باقى مانده را روى بنا انديشيد.
٤. اسلام با «فرويديسم» كه غريزه جنسى را محور كليه فعاليت هاى جسمى و روحى انسان مى انديشد و كار نيكوكاران حتى مكيدن پستان مادر را، تبلورى از غريزه جنسى مى داند، كاملاً مخالف است. همچنان كه با «ماركسيسم» كه اقتصاد و نيازهاى مالى و اقتصادى را زيربنا مى انديشد و آن را محور جامعه و تاريخ، و عامل محرك كليه حركت ها ونهضت ها و انقلاب ها مى داند نيز مخالف مى باشد.
٥. اگر اسلام با اين افراط گران مخالفت ورزيده و انسان ملكوتى را بالاتر از آن مى داند كه كليه حركات او معلول تمايلات جنسى يا نياز اقتصادى او باشد.
همچنين با تفريط گران، كه قسمت اعظم از نيازهاى روحى را ناديده گرفته و به عنوان ترك دنيا، در گوشه بيغوله ها به زندگى پرداخته اند، در جنگ و ستيز است وكسانى را كه از كلمه مقدس «زهد» كه براى خود معنى بس متعالى وفطرت پسند دارد، سوء استفاده كرده، وبسيارى از غرايز خود را سركوب مى سازند، محكوم مى كند.
٦. نظريه اسلام را مى توان درباره غرايز در جمله «تعديل غرايز و رهبرى امور فطرى» خلاصه كرد، اسلام نه خواهان طغيان وسركشى و مرزنشناسى غرايز است، ونه حامى سركوبى آنها است بلكه پيوسته در تعديل و رهبرى آنها مى كوشد به گونه اى كه اعمال غريزه اى، لطمه اى بر ديگر غرايز او وارد نسازد،