منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣٩
است، آنچه مورد نهى قرار گرفته، اين است كه مبادا چنين علاقه اى ما را از ياد خدا و ديگر وظايف الهى بازدارد و انسان محكوم غرايز گردد، وزنجير پست ترين بردگى را بر گردن نهد.
اكنون كه سخن به اين جا منتهى گشت قدرى گسترده تر پيرامون نظريه اسلام درباره شيوه اعمال غرايز سخن مى گوييم:
آيا اسلام خواهان ارضاى بى قيد و شرط غرايز انسانى است و در طريق اشباع آنها نبايد چيزى رادع ومانع باشد؟
آيا اسلام طرفدار رهبانيت و حامى سركوبى غرايز انسانى است؟
آيا اسلام خواهان اقناع برخى و سركوبى برخى ديگر است؟
آيات ورواياتى كه در اين مورد وارد شده است هر سه نظريه را به روشنى رد كرده و راه چهارمى را كه خود آن نيز به گونه اى موافق فطرت وآفرينش انسان است مطرح مى كند وما واقعيت نظريه اسلام درباره غرايز را در چند فراز يادآور مى شويم:
١. هر غريزه اى در انسان آفريننده نيازى در جسم وروان او است وبايد بر كليه نيازهاى انسان كاملاً توجه نمود و در رفع همه آنها كوشيد و در اين مورد نبايد استثنا قايل شد.
٢. هر غريزه اى در قلمرو خود، اصلى است در زندگى انسان، ازاين جهت نبايد اعمال غريزه اى مايه سركوبى غرايز ديگر گردد. و در غير اين صورت كاخ سعادت فرو مى ريزد، وحيات مادى ومعنوى انسان دستخوش اختلال مى گردد، و توجه به يك اصل، و به يك غريزه و سركوبى وناديده گرفتن غرايز ديگر، بسان اين است كه در برافراشتن كاخى، به يك پى وستون اكتفا ورزيم و از ساختن ديگر پى ها وستون ها غفلت ورزيم.