منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣٨
شريعت خود كرد و «عثمان بن مظعون» را كه شب ها را با عبادت و روزها را با روزه به پايان رسانده و زن و فرزند را ترك كرده بود، به شدت نكوهش نمود.[١]
ولى در عين حال براى بهره گيرى از لذايذ دنيوى حد و قيدى قايل شده وطغيان خشم و شهوت را مايه تباهى انسان دانسته است آنجا كه فرموده:
«اَعْدى عَدُوِّ الإِنْسانِ غَضَبُهُ وَشَهْوَتُهُ».
«سرسخت ترين دشمن انسان، خشم وشهوت او است».
در هر حال اصل اين دو غريزه مايه حيات انسانى است امّا طغيان آن دو، موجب فساد زندگى او مى باشد.
روشن ترين جمله اى كه مى تواند نظر اسلام درباره بهره گيرى از غرايز را بيان كند دو آيه ياد شده در زير است آنجا كه مى فرمايد:
(رِجالٌ لا تُلْهيهِمْ تِجارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللّهِ...) .[٢]
«مردانى كه تجارت و داد و ستد آنان را از ياد خدا باز نمى دارد ومشغول نمى سازد».
(يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَلا أَولادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللّهِ...).[٣]
«اى افرادبا ايمان ثروت و فرزندان، شما را از ياد خدا مشغول نسازد».
در اين دو آيه، هرگز از تجارت و داد و ستد، و يا علاقه به اموال واولاد نهى نشده است، زيرا چنين بازدارى بر خلاف سنت خلقت وقانون آفرينش
[١] اسد الغابة:٥/٦٠٤.
[٢] نور/٣٧.
[٣] منافقون/٩.