منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣٤
غرايز انسان وكيفيت بهره بردارى صحيح از مجموع آن است، جز اين كه بايد ازطغيان آنها جلوگيرى شود، وعقل وخرد، همه را تعديل و رهبرى كند، و زمام زندگى را تمايلات درونى به دست نگيرد، و انسان محكوم غرايز نشود بلكه همه را خرد در استخدام سعادت انسان درآورد و از هر كدام در حدود مصلحت و سعادت بهره بگيرد.
در قرآن با دو گروه از آيات روبه رو مى شويم گروهى كه اصالت يك رشته تمايلات را تصديق مى كند وآنها را ندايى مى داند كه انسان آن را از درون مى شنود وچاره اى جز پاسخ گويى به آنها ندارد.
در مقابل اين گروه، گروه ديگرى است كه زياده روى و افزايش طلبى و بهره بردارى بى قيد و شرط از تمايلات درونى را، مايه خسارت وزيانكارى دانسته و به شدت از آنان جلوگيرى مى كند.
اينك ما در اين جا نمونه هايى از هر دو گروه از آيات را، منعكس مى كنيم:
اينك آيات مربوط به گروه نخست:
الف. دعوت به بهره گيرى از غرايز:
١. (زُيِّنَ لِلنّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَالْبَنينَ وَالْقَناطيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالأَنْعامِ وَالْحَرْثِ ذلِكَ مَتاعُ الحَياةِ الدُّنْيا وَاللّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمآبِ).[١]
«علاقه به زنان و فرزندان و اموال فراوان از طلا ونقره و اسبهاى (نشاندار) ممتاز
[١] آل عمران/١٤.