منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٨
در وجود انسان به صورت ابتدايى وجود ندارد زيرا آفرينش همه انسان ها يكسان بوده و در اين مورد تبعيضى نيست، بلكه يك چنين حالات، معلول طغيان پذيرى غرايز افراد غير مؤمن به خدا است ولى گروه با ايمان كه در برابر محرمات، حالت استقامت و خويشتن دارى دارند (إِلاّ الّذينَ آمَنُوا ... وَتَواصَوا بِالصِّبر) از چنين طغيان پيراسته بوده و غرايز آنان در مسير صلاح و تكامل آنان قرار مى گيرد.
و به ديگر سخن: انسانى كه از مكتب وحى وتعاليم حيات بخش پيامبران دورى جويد، غرايز درونى او، وى را عنود ولجوج، ستمگر و آزمند، بار مى آورد ولى آنگاه كه روح او از مكتب وحى الهام بگيرد و در اوحالت خداترسى پديد آيد اين غرايز شكل ديگرى به خود گرفته و همگى از عناصر سازنده تكامل اومى باشد.
علت طغيان پذيرى غرايز
در اين جا سؤالى مطرح مى شود كه اگر اصل غرايز مايه بقاى حيات انسان است، فلسفه انعطاف و طغيان و يا كاهش پذيرى آن چيست؟ وچرا آفرينش ما با چنين حالت توأم وهمراه است.
و به ديگر سخن: چرا انسان به گونه اى آفريده شده است كه مى تواند جلو اعمال غريزه را بگيرد ويا در اعمال آن زياده روى نشان دهد و فلسفه داشتن چنين حالت در آفرينش انسان چيست؟
پاسخ اين سؤال روشن است زيرا داشتن چنين حالت پايه تكامل و مقدمه رشد انسان است و اگر انسان داراى چنين اختيار و آزادى نبود هرگز نمى توانست ازنظر روح و روان يا جسم و تن تكامل پيدا كند، موجود فاقد