منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢١
خواهى»و«نيك جويى» هست، در مقابل آن كشش هايى مانند «خودخواهى»،«سودجويى»، «مقام طلبى»، «ثروت اندوزى» و «شهرت خواهى» نيز وجود دارد و هرگز نمى توان، به اين دو نوع سائقه به يك نظر نگريست، به طور مسلم يك نوع از اين كشش ها از روح ملكوتى او سرچشمه مى گيرد ديگرى از وجهه مادى وخاكى او.
از اين جهت مى گويند: انسان آميزه اى است از خير و شر، از مثبت و منفى.
ظواهر برخى از آيات مربوط به آفرينش انسان نيز، يك چنين تحليل بدوى را تأييدمى كند، زيرا قرآن در توصيف انسان، به جهات قوت وضعف انسان، اشاره مى كند و او را با صفات مختلف و گوناگون توصيف مى نمايد.
اينك به برخى از صفات ونقاط مختلف از وجود او اشاره مى كنيم:
١. انسان خليفه خدا در روى زمين است:
(إِنَّى جاعِلٌ فِى الأَرْضِ خَلِيفَةً) .[١]
٢. انسان آگاه از حقايق جهان آفرينش مى باشد:
(وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْماءَ كُلَّها) .[٢]
٣. معلم فرشتگان است:
(قالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ) .[٣]
٤. گرامى ومسلط بر خشكى ها و درياها است:
(وَلَقَدْكَرَّمْنا بَنى آدَمَ وَحَمَلْناهُمْ فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ) .[٤]
[١] بقره/٣٠.
[٢] بقره/٣١.
[٣] بقره/٣٣.
[٤] اسراء/٧٠.