منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٠
١٠.«آنگاه كه به انسان رحمت خود را چشانيديم خوشحال مى شودو آنگاه كه به او به خاطر اعمال پيشين، بدى برسد،(ناگواريها را مى شمارد و نعمت ها را انكار مى كند) زيرا انسان موجود كفران پيشه است».
١١.«به يقين انسان حريص وكم طاقت آفريده شده است، هنگامى كه بدى به او رسد بيتابى مى كند، و هنگامى كه خوبى به او رسد مانع ديگران مى شود(و بخل مىورزد)».
١٢.«مال و ثروت را شديد دوست مى دارند».
١٣.«انسان نسبت به پروردگار خود بسيار ناسپاس است».
١٤. «و او علاقه شديد به مال دارد».
١٥.«انسان در خسران و زيان كارى است مگر گروه با ايمان كه كردار صالح داشته و يكديگر را به پيروى از حق و استقامت دعوت مى كنند».
تفسير موضوعى آيات
در آغاز نظر، انسان به صورت موجودى كه از خير و شر، ويا مثبت و منفى تركيب يافته است، تجلى مى كند، و آدمى مى انديشد كه انسان آميزه اى است از خير و شر، از خوبى و بدى، از مثبت ومنفى و هركدام از اين ابعاد، براى جهتى و مصلحتى در آفرينش او به كار رفته است.
اين نوع برخورد با انسان با آزمونى كه از او داريم و با ظواهر برخى از آيات كه در اين زمينه وارد شده است، كاملاً تطبيق مى كند، زيرا قرآن در بيان آفرينش او به ابعاد مثبت و منفى وجود او اشاره مى كند و در بدو نظر تصور مى شود كه آفرينش او با خير و شر آميخته است.
در توضيح اين نظر يادآور مى شويم كه در نهاد انسان سائقه هاى مختلفى وجود دارد و اگر در آفرينش او نهاد «حق طلبى»و«حقيقت دوستى»، «عدالت