منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٦
مى گردد، وباقى مانده به علت فرار، جان به سلامت به در مى برند، درباره اين آدم مى توان گفت:
قتل يك كودك بى گناه از اين خانواده، برابر با قتل همه اعضاى خانواده مى باشد زيرا اگر باقى مانده اعضاى خانواده فرار نمى كردند قتل همگى قطعى بود.
در مقابل اگر فردى با سائقه عاطفه انسانى، انسانى را از مرگ نجات دهد چون انگيزه كار، عاطفه انسانى مى باشد و فرد مشخصى براى او مطرح نيست، در اين انگيزه تمام انسان ها با اين انسان يكسان مى باشند، در اين صورت صحيح است كه نجات يك فرد را بسان نجات تمام انسان ها تلقى كنيم.
گذشته از اين، افراد يك جامعه، بسان اعضاى يك فرد انسان مى باشند، اگر عضوى آسيبى ببيند اثر آن در ديگر اعضا به گونه اى آشكار مى شود. همچنين است فقدان فرد، زيرا هر فردى به تناسب شعاع تأثير وجود خود، در ساختن يك جامعه مؤثر است وجدا كردن او از پيكر اجتماع به همان مقدار روى جامعه اثر مى گذارد، همچنين است باز گردانيدن يك فرد به جامعه.
ارزش گذارى مادى
ارزش گذارى مادى همان است كه جان و مال و آبروى انسان را محترم شمرده و با تشريع قانون قصاص، و ديات براى كل ويا عضو، مقام انسان را بالا برده و حساب او را از ديگر جانداران جدا كرده است.
و فقهاى اسلام در كتاب هاى «قصاص» و «ديات» ١ به طور گسترده