منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٢
غايى آفرينش باشد بالأخص كه هر يك از اين انواع از نظر قرآن، داراى درك و شعور بوده و آگاهانه وظيفه خود را در برابر خالق خود انجام مى دهند.
در حالى كه هر يك از اين انواع مى تواند هدف خلقت وغرض از آفرينش باشد، در اين ميان، انسان، كامل ترين و استوارترين موجودى است كه در اين جهان پديد آمده است و اگر از نظر علم و عمل به بهترين وجه پرورش پيدا كند، به عالى ترين مقام مى رسد از اين جهت بايد انسان هدف برتر، و غايت اصلى شمرده شود و در اين صورت صحيح است كه بگوييم در حالى كه كاخ آفرينش داراى اهداف و غاياتى است ولى تربيت انسان برتر هدف از خلقت جهان است و در اين زمينه قرآن مى فرمايد:
(وَهُوَ الَّذِى خَلَقَ السَّمواتِ وَالأَرْضَ فى سِتَّةِ أَيّام وَكانَ عَرْشُهُ عَلَيالْماءِلِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً...).[١]
«او است كه آسمان ها و زمين را در شش روز (دوره) آفريد، و نخست قدرت او بر روى آب قرار داشت( اين كار كرد) تا بيازمايد كه كدام يك از شماها نيكوكارتريد».
در بحث هاى كلامى به روشنى ثابت شده است كه هدف خدا از آفرينش انسان ها كسب علم و آگاهى نيست زيرا چيزى بر او مخفى نيست بلكه هدف، تحقق و بروز كمالاتى است كه در درون انواع و يا افراد نهفته است، و دراين صورت معنى آيه اين مى شود كه خدا جهان خلقت را برپا كرد تا نيكوكارترين فرد از انسان، در جهان استقرار يابد و اين همان است كه در كتابهاى كلامى مى گويند جهان براى انسان كامل آفريده شده است و در حديث قدسى، وارد شده است كه «لَوْلاكَ لَما خَلَقْتُ الأَفْلاكَ»: «اگر وجود تو (اى پيامبر گرامى)
[١] لقمان/٢٠.