منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٥
جهان آفرينش، بنا كند و قلباً و لساناً بر وحدانيت او اقرار كند وچيزى كه بر خلاف اين اعتراف باشد انجام ندهد.
ممكن است تصور شود كه مجموع جهان آفرينش حتى آسمانها و زمين بر يكتايى او گواهى مى دهند آنجا كه مى فرمايد:
(...وَإِنْ مِنْ شَىْء إِلاّيُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبيحَهُمْ...) .[١]
«چيزى در جهان نيست، مگر اين كه او را از عيب و نقص و شريك و انباز تنزيه مى كند ولى شماها آن را درك نمى كنيد».
بنابراين،تحمل اين بار، به انسان اختصاص ندارد.
پاسخ: آنچه را كه انسان متحمل شده و بايد به دوش بكشد غير آن است كه غير او انجام مى دهد زيرا تسبيح آنان، تسبيح تكوينى و آفرينشى يعنى ناآگاهانه است در حالى كه تسبيح و توحيد انسان، از طريق قلب و زبان، در پرتو عقل وخرد تشريعى وبا خودآگاهى كامل است و ميان اين دو نوع تسبيح و تنزيه فاصله فراوان است.
مطلوب از موجودات جهان جز انسان، تسبيح تكوينى است كه خواه ناخواه انجام مى گيرد، ولى آنچه از انسان مطلوب وخواسته شده است، تسبيح تشريعى است كه با عقل و خرد، علم وآگاهى و اختيار وحريت توأم مى باشد و در انسان استعداد چنين توحيد و يكتاگرايى است كه نشانه تحمل وپذيرايى اواست در حالى كه در جمادات چنين لياقتى وجود ندارد، و طبعاً متحمل و پذيرا نشده است.
[١] اسراء/٤٥.