منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٤
آن را از درون مى شنود، و تحريكى است كه محرك آن دستگاههاى درونى انسانى مى باشد و هرگز به تعليم و آموزش نياز ندارد، و انسان بدون اين كه تعليمى ببيند و يا از كسى سخن بشنود، به سوى آن كشيده مى شود.
٢. چون مبدأ اين نوع كشش ها، خلقت و آفرينش انسان است، خلقت و آفرينشى كه در همگان مساوى وبرابر مى باشد، قهراً اين نوع تمايلات، جهانى و همگانى خواهد بود و تمام انسان ها را زير پوشش خواهد گرفت.
اگر سرچشمه تمام اين نوع تمايلات، خلقت انسان است و همگى از نحوه آفرينش او سرچشمه مى گيرند، طبعاً اوضاع جغرافيايى و شرايط اقتصادى و عوامل سياسى و يا تبليغاتى به صورت ستايش و يا نكوهش از آنها در تكوّن و پيدايش آنها مؤثر نمى باشند هر چند مى توانند دررشد ونمو ويا ضعف وكاهش آنها مؤثر گردند.
و به ديگر سخن: اين عوامل، پديد آورنده و يا نابود كننده تمايلات درونى نمى باشند، هر چند در شعلهور و يا خاموش شدن آنها مى توانند مؤثر گردند.
٣. تمايلات و خواسته هاى درونى «پايه رفتارى» دارند، و در زندگى فردى و اجتماعى كاملاً مؤثر مى باشند.
تفاوت فطرت با غريزه
آيا ميان امور فطرى و غريزى تفاوتى وجود دارد.
در اين جا، پرسشى مطرح است كه غالباً انسان با آن روبه رو است و آن اين كه اگر خواسته هاى درونى انسان را، امور «فطرى» و «غريزى» مى نامند، آيا ريشه اين دو لفظ كه همان «فطرت» و «غريزه» است معادل يكديگر و به يك