منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٢
اين رشته از خواسته هاى درونى را، امور نفسانى، ويا امور فطرى و غريزى مى نامند.
بنابراين، تركيب انسان از تن و روان صحيح، همچنان كه تركيب روان او از عقل و نفس از ادراك و تحريك، نيز صحيح و پا برجا است.
مسأله تركيب روح انسانى از عقل و نفس كه با يكى درك مى كند و با يكى تحريك مى شود براى تفهيم و سهولت در بيان است، و گرنه حقيقت بالاتر از اين تعبيرها است، زيرا روح انسان يك موجود واحد بسيطى است كه تركيبى در آن وجود ندارد. آنچه هست تجليات اين موجود واحد است كه در هر شرايطى به گونه اى است.
آنجا كه انسان به درك و كشف نياز دارد، قوه عاقله به كار مى افتد و انسان ديدنيها و شنيدنيها و انديشيدنيها را درك مى كند، آنجا كه مسأله نيازهاى روانى مطرح مى گردد روح در شرايط خاصى تحريك مى گردد و انسان در درون احساس نياز مى كند و به دنبال خواسته ها مى رود و در نتيجه يك شيئ به نام روان در هر شرايطى براى خود تجليات و خودنمايى دارد.
و روشن ترين تعبير اين است كه بگوييم روح انسانى داراى دو بعد است، بعدى به صورت حس و درك وانديشيدن، و بعدى به صورت خواست و تحريك، بخش نخست را قواى عقلانى و بخش دوم را امور نفسانى مى نامند.
فطريات و غرايز چيست؟
اين بيان فشرده توانست ما را با دو بعد از ابعاد روح و روان انسان آشنا سازد. و نتيجه بحث اين شد، آنجا كه روان درك مى كند و مى انديشد، عقل