منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٧
امكان بازگشت به حيات مجدد، نقل مى كند و مى گويد:
(وَقالُوا ءَإِذا ضَلَلْنا فِى الأَرْضِ أَئِنّا لَفى خَلْق جَديد...) .[١]
«مى گويند اگر ما مرديم و اجزاى بدن ما در جهان پخش و گم گشت، آيا ما داراى آفرينش مجدد خواهيم بود».
آنگاه قرآن بر اين اعتراض دو نوع پاسخ مى دهد.
١. (...بَلْ هُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ كافِرُونَ) .
ًّ«آنان به لقاء پروردگار خود، كفر مىورزند».
٢. (قُلْ يَتَوَفّاكُمْ مَلَكُ الْمَوتِ الَّذِى وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ) .
«بگو فرشته مرگ بر شما گمارده شده است، شماها را مى گيرد آنگاه به سوى پروردگار خود باز مى گرديد».
پاسخ واقعى معترض در اين پاسخ دوم نهفته است و نحوه پاسخ گويى قرآن در صورتى روشن مى گردد كه بدانيم مقصود از «توفى» در آيه «ميراندن» نيست بلكه قبض و اخذ و گرفتن است و اين لفظ در اين جا و در آيات متعددى در اين معنى به كار رفته و مفاد آن با مراجعه به موارد اين لفظ در آيات قرآن روشن مى شود.
و حقيقت پاسخ اين است كه بدن هاى شما در جهان پخش و گم مى شود، امّا آنچه كه واقعيت شما را تشكيل مى دهد، به اصطلاح اصل كار، وحقيقت شما است، همان روح شماها است كه پيش ما محفوظ مى باشد و فرشته مرگ كه بر شما گمارده شده است آن را مى گيرد و در اختيار ما مى گذارد
[١] سجده/١٠.