منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٢
نهاده اند نه خصوص انسان هاى معاصر و اين حقيقت با توجه به آيات ياد شده در زير روشن مى شود:
(...وَمَا اللّهُ يُريدُ ظُلْماً لِلْعالَمينَ) .[١]
«خداوند براى جهانيان ستمى نمى خواهد».
(إِنَّ أَوَّلَ بَيْت وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذى بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَهُدىً لِلْعالَمينَ).[٢]
«نخستين خانه اى كه در روى زمين براى عبادت مردم بنا گرديد همان خانه مكه است كه در آن بركت و هدايت جهانيان مى باشد».[٣]
بنابراين در برگزيدن انسانى مانند آدم، لازم نيست كه در زمان خود او هم نوعى وجود داشته باشد بلكه با در نظر گرفتن تمام انسان هاى روى زمين كه در آينده در اين پهنه گام خواهند نهاد، امر گزينش انجام مى گيرد و مقصود از گزينش اين است كه او را با كمالات و خصايصى آفريده كه هرگز درباره انسان هاى ديگر چنين كارى نكرده و مفاد آيه اين است كه خدا از ميان تمام انسان هاى قرون و اعصار، اين افراد معدودى را برگزيد، نه اين كه آنان را بر انسان هاى قبل از خود و يا معاصر خويش انتخاب نمود.
طرفداران نظريه تحول انواع با آيات ديگرى نيز استدلال كرده اند[٤] كه
[١] آل عمران/١٠٨.
[٢] آل عمران/٩٦.
[٣] در اين مورد به سوره بقره/ ٢٥١ ; شعراء/١٦٥; اعراف/١٤٠; عنكبوت/٢٩ مراجعه فرماييد در اين آيات مقصود از «عالمين» همه انسان ها وجهانيان است، نه انسان هاى معاصر.
[٤] در اين بخش به توضيح آياتى كه بيشتر مورد استدلال آنان است پرداختيم، يكى همين آيه «اصطفاء» است و ديگرى آيه اى كه خلقت انسان را از «صلصال » و «فخار» مى داند، سومى آيه اى كه مرحله «تصوير» را با لفظ ثم عطف مى كند، وناتوانى هر سه استدلال در اين بخش كاملاً روشن گرديد.