منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٩
يعنى خداوند از روح خود در آن دميد».
دقت در مفاد آيه ياد شده به گونه اى ما را با عظمت روح انسان آشنا مى سازد، زيرا پس از مسأله «دميدن روح»، مسأله «شنوايى»و «بينايى» را مطرح مى كند و مى فرمايد:
(وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصارَ وَالأَفْئِدَةَ قَليلاً ما تَشْكُرُونَ) .
«براى شما گوش ها و چشمها و دلها قرار داد اما كمتر سپاسگزارى مى كنيد».
طرح اين قسمت از شؤون وجود او( شنيدن، ديدن و انديشيدن) پس از «دميدن روح» بيانگر آن است كه اين نوع فعاليتهاى حسى و فكرى همگى از شؤون روح است، روح است كه از دريچه گوش مى شنود، روان است كه از دريچه چشم مى بيند، اوست كه از طريق قلب تعقّل و تفكّر مى كند.
خلاصه پس از مرحله صورتگرى، و يا به تعبير قرآن تصوير و تسويه، مرحله تعلّق روح آغاز مى گردد، خواه در انسان نخستين، به گواه آيه ٢٩ سوره حجر، و خواه در انسان كنونى، به گواه آيه ٩ سوره سجده.
با توجه به اين مرحله، قرآن انسان را معجونى مى داند مركب از ماده و روح، اگر جنبه مادى آن را در نظر بگيريم و به تحليل آن بپردازيم به خاك و گل تيره رنگ و بدبويى مى رسيم كه لجنى بيش نيست و اگر به جنبه معنوى آن توجه كنيم، داراى روحى است كه از نظر عظمت و شايستگى به مرحله اى رسيده است كه خدا آن را به خود نسبت مى دهد و