منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢
حديد، مجادله، حشر، منافقون و تحريم از آنان سخن گفته است، خود نشانه خطرناك بودن وحادثه آفرينى اين حزب درعصر رسول خدا بوده است.
منافقان آن زمان درست مانند منافقان مسلمان نماى برخى از كشورهاى اسلامى امروز بودند كه در عين ادعاى اسلام با صهيونيسم بين المللى و كفر جهانى كاملاً در ارتباطند و در اردوگاههاى آنان شريك و سهيم اند و همين ها هستند كه ضلعى از اضلاع مثلث منحوس (شرك، نفاق، يهود) را تشكيل مى دهند.
اگر قضيه فلسطين حل نمى گردد و قدس عزيز باز پس گرفته نمى شود، و كشورهاى اسلامى روز به روز وابسته تر مى گردند، و نفوذ استعمار به صورت نامرئى عميق تر مى شود به خاطر سران نفاق است كه در عين ادعاى اسلام با اردوگاه يهود و كفر جهانى در ارتباط مى باشند و عضو حساس و كارآى چنين اتحاديه ها به شمار روند.
خطر نفاق بيش از همه خطرها است
خطر دشمن دوست نما بيش از دشمن شناخته شده است، انسان از دشمن شناخته شده مى پرهيزد و خود را در برابر او مسلح مى سازد، مشكل، مشكل دشمن دوست نما است كه در سنگر دوستى، شكننده ترين ضربه را بر انسان وارد مى سازد.
از اين جهت اميرمؤمنان از رسول خدا نقل مى كند كه وى فرمود: من بر امت خود از مؤمن و مشرك نمى ترسم، زيرا ايمان مؤمن، او را از ضرر زدن باز مى دارد، خداوند شر شرك را در پرتو تلاش هاى افراد با ايمان ريشه كن مى سازد، من از منافق هراس دارم كه در گفتار با شما هماهنگ است، ولى در