منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٩
زمينه مى گويد:
از كجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود *** به كجا مى روم آخر، ننمايى وطنم
كشفيات جديد درباره انسان،انديشمندان بزرگ جهان را در برابر موجود بس عجيبى قرار داده با اين همه شناختى كه در اطراف انسان دارند، به او لقب «موجود ناشناخته» داده اند.[١]
قرآن مجيد از ديدگاهى كه به جهان طبيعت و كتاب آفرينش مى نگرد، از همان ديدگاه نيز به انسان و به اصطلاح «كتاب نفسى» مى نگرد، و هر دو را در كنار هم يادآور مى شود وبه مطالعه و بررسى شگفتى هاى هر دو،دعوت مى كند و مى فرمايد:
(وَفِى الأَرْضِ آياتٌ لِلْمُوقِنِينَ *وَفى أَنْفُسِكُمْ أَفَلا تُبْصِرُونَ) .[٢]
«در زمين و در وجود شما نشانه هايى براى افراد با يقين است، چرا دقت نمى كنيد».
«خودشناسى و معرفت نفس» عارفان را بيش از هر چيز به خود جذب كرده و درون گرايى را كليد شناخت حقايق مى دانند و در اين مورد بيش از حد پيش مى روند و جلال الدين در اين مورد مى گويد
آن چه حق است اقرب از حبل الوريد *** تو فكندى تير فكرت را بعيد
اى كمان و تيرها بر تاخته *** گنج نزديك و تو دور انداخته[٣]
[١] الكسيس كارل مؤلف كتاب«انسان موجود ناشناخته».
[٢] ذاريات/٢٠ـ ٢١.
[٣] مثنوى دفتر ششم، ص ٥٨٨، چاپ ميرخانى.