منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٥
شك و ترديد نشان دهند و سرانجام اعتقاد پاك مسلمانان را نسبت به قوانين اسلامى بربايند و تاريخ در اين جا نمونه هايى را ياد كرده كه برخى را متذكر مى شويم:
الف. داستان ازدواج زينب
زيد بن حارثه در دوران جاهليت پسر خوانده پيامبر بود، اوبه راهنمايى پيامبر با دختر عمه پيامبر «زينب» ازدواج كرد ولى بر اثر عدم تفاهم ميان زن و شوهر، سرانجام از هم جدا شدند و رسم عرب جاهلى اين بودكه همسر پسر خوانده انسان، پس از طلاق مانند همسر پسر واقعى، بر پدرخوانده حرام بود، قرآن براى ابطال يك چنين سنت جاهلى، به پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)دستور داد كه با زينب ازدواج كند تا اين رسم كهن با اقدام پيامبر باطل اعلام گردد چنان كه مى فرمايد:
(...فَلَمّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَرَاً زَوَّجْناكَها لِكَىْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ حَرَجٌ فى أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً...).[١]
«آنگاه كه زيد همسر خود را طلاق داد، او را در عقد تو درآورديم تا هر نوع محدوديت نسبت به زنان پسرخوانده ها برداشته شود آنگاه كه طلاق داده شوند».
ب. داستان تحويل قبله
مسلمانان تا هفده ماه از آغاز هجرت رو به «بيت المقدس» نماز مى خواندند پس از هفده ماه، دستور الهى فرود آمد كه مسلمانان هنگام نماز متوجه «مسجدالحرام» گردند، در مورد تحويل قبله و همچنين ازدواج با
[١] احزاب/٣٧.